تبليغاتX
مجنون و تبعیدی

مجنون و تبعیدی

                   سالها تاریخ شمسی گشت و گشت

                   تا رقم زد دست حق این سر گذشت

                  روز میــــــــلاد امــــــــــــــــام هشتمین

                  هشت هشت جمعه ی هشتادوهشت

 

سلام . یاران بی قرار و دوستان دلتنگ 

عیـــــــــــــــــــــــد همگی مبــــــــــــــــــــــــــــــارک !!!!

التماس دعای فراوان ...فراموشم نکنید .

+ نوشته شده در پنجشنبه هفتم آبان 1388 22:10 توسط تبعیدی |


امروز در این شهر چو من یاری نی

آورده به بازار و خریداری نی ...

آن کس که خریدار به او رایَِِم نی

وان کس که به او رای خریدارم نی

 

منسوب به ابو سعید ابو الخیر  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــتا چند روز دیگه با وبلاگ جدیدم به روز می شم

منتظرمــــــــــــــــــــــ

+ نوشته شده در یکشنبه سوم آبان 1388 17:46 توسط تبعیدی |


بانو سلام

از اهالی همین حوالی ام ...همسایه ی بارگاه عزیزت...مهمان پنج شنبه های حرم

دورم از شما ...از حریم حرمت خانم...

درمانده و تو خالی بی چاره به شما پناه آورده ام . پناه همه ی دردهایم...

همدم گریه هایم ...دلتنگم .

دلتنگ همان رواق همیشگی ...دلتنگ دیدن گنبد طلایی ات از زاویه ی غریبانه ی حرم

خانم...درمانده و تو خالی و بی چاره از عمق تنها یی ام برایتان می نویسم

این دست های گنه آلود اما بی تاب را بگیرید بانو ....به التماس و عجز آمده ام

کریمه ی شهر مقدس قم ...دخیلم

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱. تبریک

۲. دوستان اهل صفای ساکن قم به محض رویت گنبد و بارگاه حضرت معصومه (س) این حقیر رو فراموش نکنید ....

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مهر 1388 12:9 توسط تبعیدی |


این روزها تاریخ به دو دوره تقسیم شده برای من

قبل از انتخابات و بعد از انتخابات

این روزها باید قید خیلی ها را زد ...

قید آنهایی که دوستشان داشتم . مجله ای که دوستش داشتم و رفیق هر هفته ام بود . استادی که با اشتیاق سر کلاسش می نشستم و لذت می بردم از آن همه دید باز و نگرش عمیق ...

دوستانی که همیشه همدم لحظه های تنهایی بودند و حال عابر اعصابم شده اند و ...وبلاگ نویس هایی که مشتری حرف هایشان بودم ...و...

خیلی های دیگر .... همه سیاسی شده اند .... سی یا سی

نمی دانم چه عکس العملی باید نسبت به این همه نیش و کنایه ی سیاسی نشان داد .

سکوت ؟  

چه جنبه ای داشته اند پدر و مادر های ما قبل از انقلاب و حتی بعد از آن ....

                            ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

  هر روز چندین بار زیر لب از قول سهراب می خوانم : من قطاری دیدم که سیاست

می برد و چه خالی می رفت .

 

+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم مهر 1388 13:49 توسط تبعیدی |


بسم الله ....

سلام

برگشتم ... دیر شده اما برگشتم

یک بار دیگر  تبعید اما این بار تبعید در آسمان خدا ....

 

+ نوشته شده در پنجشنبه نهم مهر 1388 16:10 توسط تبعیدی |


سلام

این وبلاگ تا اطلاع ثانوی به روز نمی شه

مشکل ما هم حل نشد !!!!

ما از هم گذشتیم به قیمت دلامون

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران

رفتم از کوی تو لیکن عقب سر نگران

 

خداحافظ

امضا : تبعیدی تنها

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و نهم تیر 1388 18:23 توسط تبعیدی |


به نام خدا

آقای موسوی

خدا را شاکرم که شما رای نیاوردید تا پرده از چهره منافقانه تان کنار برود

اکنون که رئیس جمهور نیستید شما و هوادارانتان اینگونه با مردم برخورد میکنند

اگر رئیس جمهور میشدید چه میشد!

آیا شما ولایت پذیر هستید؟

نمیدانم چرا ولی اعمال و حرکات شما مرا یاد بنی صدر میاندازد

راستی شنیده اید که گفته اند:روزی که آمریکا از شما حمایت کرد روز عزای شماست؟

هم اکنون آمریکا از شما و طرفدارانتان ححمایت می کند و وای بر شما

بسیار لقب زیبایی داده اند به شما :سید آمریکایی

متاسفم برایتان

امضاء: مجنون

+ نوشته شده در شنبه سی ام خرداد 1388 23:35 توسط مجنون |



* اگر يك جايي عمل به قانون شد و يك گروهي در خيابان‌ها برضد اين عمل بخواهند عرض اندام كنند،‌ اين همان معناي ديكتاتوري است كه مكرر گفته‌ام قدم به قدم پيش مي‌رود،‌ اين همان ديكتاتوري است كه به هيتلر مبدل مي‌شود انسان،‌اين همان ديكتاتوري است كه به استالين انسان را مبدل مي‌كند. اگر قانون در يك كشوري عمل نشود ، كساني كه مي‌خواهند قانون را بشكنند اينها ديكتاتوراني هستند كه به صورت اسلامي پيش آمده‌اند يا به صورت آزادي و امثال اين حرفها. اگر همه اين آقايان كه ادعاي اين را مي‌كنند كه ما طرفدار قوانين هستيم ، اين‌ها با هم بنشينند و قانون را باز كنند و تكليف را از روي قانون همه شان معين كنند و بعد هم ملتزم باشند كه اگر قانون برخلاف راي من هم بود من خاضع‌ ام ، اگر بر وفاق هم بود من خاضع‌ام ،ديگر دعوايي پيش نمي‌آيد؛ هياهو پيش نمي‌آيد.
(صحيفه امام جلد 14 صفحه 415)

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم خرداد 1388 1:55 توسط تبعیدی |


همه چی از یادداشتهای یک دیوانه شروع شد .... از جمله های یک خطی و نیم خطی

دیوانه ای که دنیای این روزهای مرا می سازد

همه چی از تبعید شروع شد ..تبعید در کویر و از تنهایی های یک تبعیدی ....

دیوانه این سطر ها و لحظه  ها چند وقتی ست طعم جنون را چشیده است

مجنون لحظه های شیرین زندگی ام

به دنیا آمدنت مبارک

....

........

................

این سطر ها هر چه نگفته بماند ...بهتر

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

به خاطر تاخیر ببخشید !

امضا : تبعیدی

+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388 0:11 توسط تبعیدی |


...

هیچ وقت فکر نمیکردم عاشق شم

هیچ وقت فکر نمیکرم که دلم رو مال کس دیگه ای کنم

ولی الان خوشحالم

که عاشقم

روحم

جسمم

مجنونتم نا فرم

امضاء: مجنون

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم خرداد 1388 15:4 توسط مجنون |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

نام: ...
نام خانوادگی: ...
محل تولد: ...
تاریخ تولد: ...
با سه نقطه ها زندگی ادامه یافت ... زندگی سر گذشت این سه نقطه هاست...
گمنام یعنی تبعید ... به آنجا که جز خدا هیچ کس نبود ...


صفحه نخست
پست الکترونیک


پیوندهای روزانه

رهبرم
استاد حسن رحیم پور ازغدی
SCIENCE
قیصر امین پور
امتداد
حجت الاسلام شهاب مرادی
سهراب سپهری
استاد مرتضی مطهری
دکتر مصطفی چمران
دکتر علی شریعتی
آرشیو پیوندهای روزانه


نوشته های پیشین

آبان 1388

مهر 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387


آرشیو موضوعی

دغدغه هایم
شور دلم که شعر شد
مجنون نامه

نویسندگان

تبعیدی
مجنون


پیوندها

واران
هستم
میان تیتر
قلب منتظر
کوله پشتی
صبای رهگذر
ستاره زد سلام کن
مردم شناسی دانشگاه یزد
یادداشتهای خبرنگار
گفتگوهای تنهایی
سرگشتگی ها
شاهراه پرواز
اینجا نبودن
ساده لوح
اخراجی
همشهری جوان
میدون مین
انتظار مطهر
انتظار حجت
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin